(!طنزهای یک طناز(طنز پرداز
تا دشمنان مکتب و کشورم بیدارند من و قلمم آرام نخواهیم نشست
شروع میشه......................................................................................................... دوربین از روی صورتش داره میاد عقب......................... ......................................................... حالا تصویری باز از محمدرضا خودشیفته که مدیر شرکت واردات محصولات( ایزیلایف) است نشان داده میشه که در پشت سر اون یک ال سی دی سامسونگ روشنه و داره تبلیغ خودکار بیک میکنه! خودشیفته به منشیش!: خانوم عزیز من چند مرتبه به شووما بگم که این خودکار بیک گرون قیمت من رو روی میز گرون قیمت تر ایران چوب من نذارید! دوس ندارم وقتی پنجره های دوجداره بیژن مخمل بازه و کولر گازی صاایران داره کاره کنه باد این کولر گازی که خیلی قویه بزنه و خودکار من بیوفته روی فرش پاتریس و اون رو رنگی کنه! آخه فرش پاتریس یه تختشم کمه! و از اونجایی که جوهر خودکار بیک از بهترین جوهر دنیا تهیه شده.لذا لک این خودکار بیک از روی فرش پاتریسم هرگز نمیره.مگر اینکه فرش رو بدیم قالیشویی نائینی!!! راستی این کت و شلوار گراد من رو کجا گذاشتید؟ توی یخچال امرسان توی اتاقتون!روی محصولات یک و یک.آهان همون جا زیر دوغ سارا! گلزار: اونجا چرا؟ منشی: آخه زیبا جا دار مطمئنه! گفتم نیست این کت و شلواره خیلی گرونه.نکنه بیان بدزدنش برای همین گذاشتمش یه جای مطمئن!!! خدشه نبینه. دیدن این فیلم یک حسن داره که به همه این بدیهاش می چربه. منظورم رو با یک مثال می گم خدمتتون سال دوم دبیرستان ما یک معلم ریاضی داشتیم که مدت ۲۰ سال در خارج از کشور زندگی کرده بود و تو این مدت خیلی از فرهنگ و گفتمان ما دور شده بود. علاوه بر این آدم خیلی خشکی هم بود. یک روز سر کلاس گفت بچه ها می خوام براتون یه جوک تعریف کنم! ما رو میگی؟ داشتیم از تعجب شاخ در می اوردیم. جکش این بود: یک روز یک آقایی بیمار می شه و برای درمان بیماریش به پزشک مراجعه می کنه.پزشک از ایشان سوال می کنه که مشکلتون چیست؟ آن آقا در پاسخ می گه آقای دکتر من بیمار شده ام .پس آقای دکتر به ایشان یک مار می دهد! جک که تموم شد همه بچه ها به همدیگه نگاه می کردند که یهو من زدم زیر خنده و کل کلاس از بی مزگی اون جوک تا نیم ساعت می خندیدند!! یادمه بچه ها اینقد خندیده بودن که از چشماشون اشک راه افتاده بود! جالبی قضیه اینجاس که معلمه فکر می کرد جکش خیلی خنده دار بوده.برای همین هی تعریف می کرد!!و با هر بار تعریف کردنش بچه ها داشتن می مردن از خنده! بعد از دیدن این فیلم خود من تا یک هفته یهو که یاد فیلم می افتادم می زدم زیر خنده! حالا برسیم به انتقاد! : فیلمی با بازی خفن بهترین بازیگر مرد تاریخ ایران استاد محمدرضا گلزار! شروع شد چندی از شروع فیلم نگذشته بود که یهو دیدم تیتراژ پایانی اومد رو پرده! نه اینکه فکر کنید داستان فیلم اینقده بی مزه و بی معنی بود که من هنوز فکر می کردم که داستان اصلی شروع نشده ها! نه! مدیون گلشیفته فراهانی باشی اگه اینجوری فکر کنی!!! بلکه اینقده فیلم جذاب بود اه پر تکرار ترین واژه ای بود که از زبان خلق الله شنیده می شد بعد از اینکه چراق های سالن رو روشن کردند! کل این فیلم رو ساخته بودن برای گفتن سه تا نکته اخلاقی به قرار زیر: ۱- محمد رضا گلزار محبوب ترین - خوشگل ترین - جذاب ترین - نانازترین! - مامانی ترین! - عسل ترین! - جیگر ترین - دل ربا ترین! (به دلایلی حذف گردید!) ترین! - هپیری پگول ترین بازیگر تاریخ سینمای ایران می باشد!!! باور ندارید یک مرتبه فیلم در امتداد شهر رو ببینید تا باورتون بشه! ۲- خودروی MVM بهترین ماشین حال حاضر ایران و جهان! می باشد چه MVM ضرب در ۳۳ باشه ! چه MVM ۱۱۰! باور ندارین؟ فقط کافیست تا یک مرتبه فیلم در امتداد شهر رو ببینید تا باورتون بشه! ۳- فرزاد حسنی بی گناهه ! بی خودی بهش گیر می دن.این بنده خدا آب هم بخوره می اندازنش زندان! باور نداری؟ باور ندارین؟ فقط کافی است تا یک مرتبه فیلم سینمایی در امتداد شهر رو ببینید تا باورتون بشه! ببخشید اشتباه شد! در کل اینکه این فیلم رو ساخته بودن برای تبلیغ حالا یا تبلیغ ماشین یا تبلیغ گلزار یا تبلیغ فرزاد حسنی. البته دیدن این فیلم یه خوبی دیگه هم داشت و اون اینکه راه پول در اوردن رو یاد گرفتم یه فیلم نامه می نویسم هر چی هم که دم دستم اومد توش تبلیغ می اندازم از هر کی هم که بیشتر پول بده بیشتر تعریف می کنم! دست به قلم هم که دارم!!! چجوری؟ اینجوری: ... ادامه دارد... دلم از این کارهایی که داره به اسم و نظام انجام میشه به درد اومد تا دیروز هر چی بی بی سی و صدای آمریکا می گفتن تو ایران شکنجه صورت می گیره من قبول نمی کردم تا وقتی که این عکس رو دیدم واقعا متاسف شدم برای این نظام تصویری دلخراش از شکنجه حجاریان در ایران خواهشا افراد مسن ۱۸- خانوم های باردار و بیماران قلبی به ادامه مطلب نرن خواهش می کنم به مناسبت سالروز دروغ بزرگ برادران سبزمان! در انتخابات عطف به سابق و بلوا و آشوب های خیابانی شبیه به آشوب های منافقین در دهه ۶۰ یک متن بسیار بسیار ادبی نوشتم که امیدوارم بتونید تا آخرش بخونید! و آن متن به قرار زیر می باشد.نخطه!) ...و آن یکی پیر شیخک زائل العقل نخودی المغز منصب جوی منافق خو، که بسی بی سوادی خود نمایان، ،هنگام نطق تف فراوان، ادعای لواط با یاران!(قضیه کهریزک!)، پخش اشرفی در ولیمه ولد ذکور در جمع رجال و نسوان و اخذ بسی "درهم و دینار" فراوان از شهرام جان کردندی. جرمی بردندی که همدم ساسی مانکن "مطرب الرپرا" شدندی و با وی به علم گاه "شریف" رفتندی و زدندی و خواندندی و رقصیدندی و دلِ جمله جوانان مجرد بردندی که چه؟ به خیال خود با این طرب رای آوردندی؟ ! ...یدندی! تا دل شب سخن از دیدن آن روی تو بود!

ادامه مطلب
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
که گذر زمان رو احساس نمی کردم!
به جون مشایی!


![]()
ادامه مطلب
ادامه مطلب
![]()
![]()


و هم او که برای "چنج" آمده بودندی و آبروی خود آخر عمری به چه 
دوش در خوابگه ما غیبت ساسی تو بود!
ادامه مطلب
| Design By : Pars Skin |


