
مدت های مدیدی بود که نظام اسلامی را به استفاده ابزاری از دین و سوء استفاده از احساس دینی
مردم متهم می کردند که البته این ادعا به قدری مضحک بود که غیر از معاندین که خودشان باشند
کسی این مزخرفات را گوش نمی کرد.
صحبت کردن از شهدا را سنگر گرفتن پشت شهدا و دفاع مقدس می خواندند و محترم شمردن ایام عزیز
رابهانه ای برای عزیز کردن خود در دل مردم مسلمان می نامیدند.
انگار به غیر از کسانی که به مقدسات توهین می کنند و آنها را به باد انتقاد و افترا می گیرند باقیه افراد
قصد استفاده ابزاری از دین را دارند(و با این تعریف تنها آقایون مخالف نظام و برادران دوم خردادی
بودند که قصد استفاده ابزاری از دین را نداشتند!
)
الحمدلله که پرده ها بر افتاد و بی اعتباری حرف هایشان برای خودشان بیش از پیش ثابت شد.
به سه ماه قبل و دوران انتخابات بر می گردیم.
برادر میر حسین کاندیدای ریاست جمهوری شده بود.پس از سالها عکس امام را با کسی می دیدیم که
به استناد نامه آخر امام به ایشان با این مضمون که "اگر نبود خدمات جناب عالی در دوران جنگ همچون
منافقین با شما بر خورد می کردم و شما را دادگاهی می کردم".
ایشان به استفاده ابزاری از عکس امام(نه راه امام ) پرداختند .ای کاش هر چند منافقانه قدری هم اظهار
به پیروی از راه امام می کرد.
بله ایشان کسی بود که در همه سالهای توهین به امام و اندیشه هایشان سکوت نامبارکی را
اختیار نموده بود و حال در عرض یک روز مدافع سر سخت امام شده بود و با این گارد در مقابل رهبری و
بسیجی قرار گرفت که در تمام این سالها مدافع واقعی حضرت امام و پیرو ایشان بودند (که دلیل دشمنی
بسیاری از اصلاح طلبان با رهبری به گفته خودشان همین موضوع بود).
به دلیل عزیز و محترم شمردن آقا اباعبدالله الحسین و شرکت در هیئات هفتگی مذهبیون و بسیجیان را
به تمسخر می گرفتند.یادمان نرفته در روزنامه هایتان چقدر به نقد و توهین به عاشورا و حادثه کربلا
پرداختید.یادمان نرفته که محرم را نماد خشونت طلبی می نامیدید!و حال شال سبز رنگ سیدی امام
حسین(ع) را نماد مبارزه با نظام اسلامی کرده بودند.چند نفر از شما این پارچه ها را در حالی در دست
دختران و پسران معلوم الحال دیدید که از مستی به درستی قادر به تکلم کردن نبودند؟چند نفر از شما
این پارچه های سبز را که از دیرزمانی نشانه معنویت و تبرک بود را در حالی دیدید که به قلاده و دم های
سگهای طرفدار ایشان گره خورده بود؟ (یا شاید هم خود این معاندین بودند که البته چشم برزخی شما
باز شده بود و ایشان را به شکل سگ می دیدید؟!)
و باز هم این شما بودید که از اخلاق سیاسی دم زدید و دولت و رئیس جمهور وقت را به دروغ گویی متهم
کردید .یادتان هست که در مناظره تلویزیونی با یکی از هم پالگی های خودتان که شخصی به نام کروبی
نام داشت! به کرات گفتید:آی مردم این چیز(رئیس جمهور وقت) دوروخ(دروغ)میگه؟حال با چه رویی و با
چه وجدانی شایعه تقلب در انتخابات را که خودتان بهتر از همه می دانستید چرندیاتی بیش نیست را با
وقاهت تمام تبلیغ کردید؟با کدام منطق با خانواده های دختران فراری تماس گرفتید و به ایشان توصیه
کردید که برای فرزند خود مجلس ختم بگیرند و خودتان نیز برای بهره برداری سیاسی از این فتنه در آن
حضور پیدا می کردید؟یا در فیلم تبلیغاتی خود از یک بازیگر تئاتر مازندرانی برای بر انگیختن احساسات
مردم استفاده کردید؟آیا اینها بی اخلاقی و دروغ گویی نیست؟
وقتی رقیبتان آقای احمدی نژاد(که البته من هیچگونه تعصبی نسبت به ایشان ندارم و فقط ایشان را به
نسبت آدم خوبی می دانم) صحبت های خود را با ذکر و یاد آقا امام زمان(عج) شروع می کردند ایشان را
به خرافه پرستی متهم کردید ولی برای رای آوردن خودتان به انواع و اقسام شیوه های رایج و غیر رایج
توسل روی آوردید!

و برای مقابله با نظام اسلامی به گونه ای بسیار منافقانه که نشانه اوج دو رویی و خباثت شما بود به
ندای مقدس الله اکبر حمله کرده و آن را هم به اسارت بردید.

شرکت در نماز جمعه را چطور؟
فکر کنم که ابنیکی را به خوبی به یاد داشته باشید.
سالها بود که در سایت ها و دروغنامه( شما بخوانید روزنامه!)هایتان به دلیل اینکه در نماز جمعه مسائل
سیاسی مطرح می گردد و این با روح سکولاریسم در تضاد است حمله ور می شدید و می گفتید نباید
در نماز جمعه که یک عمل عبادی است کار های سیاسی صورت بگیرد ولی خیلی اتفاقی! در نماز
جمعه ای به امامت آقای الف.ه طرفداران خود را برای بهره برداری سیاسی به نماز فرستادید!

روز قدس را هم برایتان بگویم یا...
به خود می بالم که اگر طریقتی را میروم نه همچون دیگران منافقانه و ریا کارانه که صادقانه میروم
مرگ بر منافق دروغگو!
به نقل از شهد مشهود